تبليغاتX
آریوبرزن
      تاكنون با بيماري ديابت، نشانه‌ها و عوارض آن آشنا شده‌ايم و راه‌‌هاي كنترل و درمان آن را نيز دانسته‌ايم. ولي بيشتر بيماران و اطرافيان آنها به ويژه مادراني كه فرزند ديابتي دارند مايلند بدانند چه خوراكي‌هايي مي‌توانند بخورند و خوردن چه غذاهايي برايشان زيان‌آور است. در اين گفتار در مورد رژيم غذايي مناسب بيماران و خوردني‌هاي مجاز مطالبي را بيان مي‌كنيم.

برنامه خوراکی كودكان :
      بچه‌ها براي رشد و بالندگي نياز به مواد خوراكي گوناگوني دارند؛ بنابراين از رژيم
غذايي محدود كننده در كودكان استفاده نمي‌شود (براي نمونه در يك مهماني مي‌توان به كودك اجازه خوردن شيريني را كه برايش ممنوع است، داد) ولي يك سري نكات ويژه را جهت حفظ تندرستي كودك بايستي رعايت كرد:
 
1- براي كودكان، شش وعده غذايي پيشنهاد مي‌شود، سه وعده غذاي اصلي (صبحانه، ناهار، شام) و سه وعده غذاي فرعي (ساعت 10 بامداد، عصرانه، شب هنگام پيش از خواب). از خوردني‌هايي كه براي وعده فرعي مورد استفاده قرار مي‌گيرند مي‌توان به يك ليوان شير، يك بيسكويت غير شيرين، نان و پنير یا يك ساندويچ كوچك اشاره كرد.
2. خوردني‌هاي شيرين هرگز به بيمار داده نشود. (آب نبات، شكلات، مربا، عسل و شيريني‌ها)
3. از خوردن ميوه‌هاي بسيار شيرين مانند انگور، انجير، خرما، كشمش و ... خودداري شود. ميوه‌هاي ديگر را به مقدار متعادل در فواصل بين غذاها مي‌توان مصرف كرد.
4. از خوردن خوراكي‌هايي كه چربي زياد دارند، پرهيز شود. چربي‌هاي حيواني را كمتر كرده و به جاي آن بيشتر از روغن‌هاي گياهي استفاده شود. تخم‌مرغ را هفته‌اي دو يا سه عدد مي‌توان خورد.
5. غذا بايد هميشه سر ساعت معيني صرف شود. عقب افتادن ناهار يا شام و يا نخوردن غذا در فردي كه ديابت او تحت كنترل است، سبب پايين آمدن قند خون و پديدار شدن نشانه‌هاي آن در بيمار مي‌شود.
 
برنامه خوراکی بزرگسالان:
      رژيم غذايي در بزرگسالان با توجه به وزن آنها و به وسيله پزشك درمانگر تنظيم مي‌شود. خوراكي‌هايي كه مصرف مي‌شوند بايد بتوانند كالري روزانه مورد نياز بدن را فراهم سازند.

       مواد نشاسته‌اي كه براي تغذيه به كار مي‌روند، بايد بين 40 تا 60 درصد كالري و انرژي مورد نياز بدن را آماده سازند. (بطور كلي جسم آدمي براي تأمين انرژي از مواد نشاسته‌اي و چربيها استفاده كرده و براي رشد و توليد بافت‌هاي تازه، مواد پروتئيني را به كار مي‌برد.)
      مواد پروتئيني (مواد سفيده‌اي) نيز به ميزان 1 گرم در مقابل هر كيلوگرم از وزن بدن مورد نياز مي‌باشد. (به عنوان نمونه در يك فرد 70 كيلويي، استفاده از 70 گرم گوشت در روز مناسب است). خوردن قندي كه به طور معمول استفاده مي‌شود گرچه در رژيم غذايي بيمار
مجاز نيست ولي استفاده از آن در حد كم (به طور مثال همراه با 3 استكان چاي روزانه) قند خون را بالا نمي‌برد.
 
يك برنامه خوراکی مناسب:
      يك برنامه غذايي روزانه و مناسب را به صورت زير مي‌توان تنظيم كرد:
 دو قسمت شير، 7 قسمت ميوه، 12 قسمت نان، 8 قسمت گوشت، 4 قسمت چربي و مقادير نامحدودي سبزيجات.
  البته برنامه بايستي با خوردني‌هاي مجاز قابل تعويض باشد. براي تنظيم برنامه غذايي، خوراكي‌هاي مورد علاقه و در دسترس بيمار رابايد مد نظر داشت.

 برنامه غذايي را به اين صورت مي‌توان تنظيم كرد كه كالري و انرژي مورد نياز توسط:
 15% صبحانه، 35% ناهار، 30% شام و 15% غذاي آخر شب تأمين گردد.

در رژيم‌هاي انسوليني باكنترل دقيق مي‌توان برنامه غذايي را به صورت زير درآورد:
 20% صبحانه، 15% اواسط بامداد، 20% ناهار، 15% عصرانه و 30% شام.

يادآوري:
 1- مواد نشاسته‌اي در سبزيجات و ميوه‌هاي زير بين 3 تا 5 درصد است:
 كاهو، اسفناج، تربچه، خيار، گوجه‌فرنگي، باقلا، عدس، لوبيا، نخود و ...
 2- ميوه‌ها و سبزيجات زير، بين 5 تا 15 درصد نشاسته دارند:
    توت، قارچ، شلغم، بادمجان، چغندر، پياز، كدو، سيب‌زميني، هويج و ...
 3- هندوانه، پرتقال، ليموشيرين، نارنگي و گيلاس بين 5 تا 10 درصد.
 4- سيب، زردآلو، گلابي، انار و طالبي حدود 15 درصد.
5- موز، انگور، خربزه، خرمالو و ازگيل داراي 20 درصد .
6-آلبالو، انجير، خرما و كشمش در برگيرنده‌ي 70 تا 80 درصد نشاسته‌اند.

 

هرگونه برداشت از نوشته‌های اين تارنگار(وبلاگ) تنها با يادآوری نام و نشاني آريوبرزن و نام نويسنده روا (مجاز) مي‌باشد
+ نوشته شده به‌دست حسنعلی پیشاهنگ H.A. Phishahang در سه شنبه 1385/01/29 و ساعت 7:34 |
كنترل قند خون :
 در آزمايشگاههاي پزشكي، براي آگاهي از ميزان قند خون و كنترل سطح آن از آزمايش خون (قند خون ناشتا) استفاده مي‌كنند. كه اين موارد زير نظر پزشك درمانگر انجام مي‌پذيرد.
 براي كنترل قند در منزل مي توان از نوارهاي ويژه اي كه براي اندازه‌گيري قند در ادرار ساخته شده و در داروخانه‌ها در دسترس است، بهره گرفت. بيمار بايد پيش از صبحانه (ناشتا)، هنگام ناهار و شام و پيش از خواب، قند ادرار خود را آزمايش كند. براي اين كار ادرار اول را دور ريخته و پس از 15 دقيقه، نوار ويژه آزمايش را داخل ادرار نمونه دوم نموده و بيرون مي‌آورند، پس از يك دقيقه رنگ آن را با رنگهاي روي قوطي مقايسه مي‌كنند و نتيجه را در دفترچه ويژه يادداشت مي‌كنند. كنترل خوب آن است كه قند ادرار دو سـه بـار منفي و يكي دو بار مثبت باشد. چنانچه چند روز پي‌در پي قند ادرار منفي يا برعكس مثبت باشد، جهت كاهش ياافزايش انسولين دريافتي، پزشك درمانگر خود را در جريان بگذاريد.
 قند خون در شرايط ممتاز بايستي بين 70 تا 100 ميلي‌گرم در هر صد ميلي‌ليتر خون باشد؛ ولي بين 60 تا 130 هم مورد قبول است. يك ساعت پس از صرف غذا (كه ميزان زيادي قند وارد خون مي شود) نبايستي قند خون از 160 تا 200 بالاتر رود.
 
درمان ديابت وابسته به انسولين :
ديابت نوع اول هم اكنون به وسيله انسولين درمان مي‌شود. بيمار خود روزانه انسولين
را به صورت زيرپوستي يا عضلاني تزريق مي‌كند. تزريق بايستي هميشه سر ساعت معين انجام پذيرد و نبايد هر روز، ساعت آن تغيير يابد. همچنين بايد دقت كرد كه هيچ‌گاه بيمار تزريق انسولين را قطع نكند. زيرا ممكن است دچار عوارض حاد و كشنده‌اي گردد.
 انسولين‌هايي كه مورد استفاده قرار مي‌گيرند دو نوع مي‌باشند:
1- انسولين كريستال (بي‌رنگ) كه سريع اثر مي‌كند.
2- انسولين ان‌پي‌اچ (شيري رنگ) كه مدت اثر آن طولاني‌تر است.
شيشه حاوي انسولين را بايد در يخچال نگهداري كرد، به تاريخ مصرف آن توجه كرده و شيشه را پيش از استفاده چندبار به آهستگي تكان داد.

درمان ديابت غيروابسته به انسولين :
در ديابت نوع دوم كم‌كردن وزن و فعاليت بدني اهميت ويژه‌اي دارد. چنانچه با تنظيم رژيم غذايي، قند خون كنترل نشود، معمولاً قرصهاي ضدقند (مانند گلي بن كلاميد) توسط پزشك تجويز مي گردد. اگر قند خون با قرص كنترل نشده يا بيمار دچار عوارض ناخواسته بيماري گردد آنگاه مي‌تون از انسولين بهره گرفت. شايسته است كه بيماران قرص‌ها را به همان ميزاني كه پزشك تجويز مي‌كند سر ساعت مشخص بخورند. دارو را نبايد بدون نظر پزشك كم و زياد و يا قطع كرد، چنانچه نيازي به تغيير مقدار دارو باشد، پزشك درمانگر تصميم خواهد گرفت.
 از جمله اين موارد مي‌توان به كنترل نشدن قند خون در آزمايش خون يا ادرار، برطرف نشدن نشانه‌هاي بيماري، يا آشكار شدن علائم كاهش قند خون (كه در مورد اين نشانه ها و درمان آن در نوشتار پیش، نگاهی داشتیم ) اشاره كرد. اثر قرص‌ها به اين گونه است كه سبب آزاد شدن انسولين از غده لوزالمعده مي‌شود. همچنين باعث افزايش گيرنده‌هاي انسولين بر روي ياخته‌هاي بدن مي‌شود تا ميزان انسولين بيشتري براي ورود قند به ياخته وجود داشته باشد.

فعاليت در بيماران :
 ميزان قند خون علاوه بر انسولين، به ميزان فعاليت بدن هم بستگي دارد. فعاليت باعث مصرف شدن قند و پايين آمدن ميزان آن در خون مي‌شود. بنابراين پيش از فعاليت شديد يا ورزش، بيمار بايد خوراكي مناسب و كافي خورده و همچنين مواد شيرين در دسترس داشته باشد تا در صورتي كه دچار كاهش قند خون شد بتواند از آنها بهره بگيرد. بهتر است فعاليت متعادل و نرمش روزانه در تمام روزهاي هفته وجود داشته باشد. ورزش سنگين در يك روز و استراحت در روز ديگر باعث بروز نوسان در قند خون مي‌شود.

بارداري و بيماري قند :
 خانمي كه گرفتار بيماري قند است در صورتي كه تصميم به باردار شدن داشته باشد و يا چنانچه بطور ناخواسته باردار گردد، بايستي حتماً پزشك درمانگر خود و پزشك متخصص زنان و زايمان را در جريان بگذارد، زيرا كنترل ديابت در دوران بارداري بايد
با دقت و توسط انسولين انجام پذيرد.
براي تولد فرزند سالم و طبيعي شايسته است كه قند خون در حد طبيعي نگهداري شود. مراجعات پي‌درپي به پزشك درمانگر و انجام دقيق دستورات پزشكي از ايجاد عوارض و پيشامدهاي ناگوار در جنين جلوگيري مي‌كند.
 مصرف قرصهاي خوراكي ضد قند، در دوران بارداري و شيردهي ممنوع است و ممكن است سبب پيدايش عوارضي در جنين و شيرخوار گردد. بهتر است بانوان به همين تعداد فرزندي كه دارند، بسنده كرده و از بارداريهاي بيشتر خودداري كنند. در صورت تمايل به داشتن فرزند بيشتر، بهتر است بارداري در ده سال نخست شروع بيماي باشد، زيرا هر چه سابقه ديابت طولاني‌تر باشد، كنترل آن در دوران بارداري مشكل‌تر خواهد بود.

هرگونه برداشت از نوشته‌های اين تارنگار(وبلاگ) تنها با يادآوری نام و نشاني آريوبرزن و نام نويسنده روا (مجاز) مي‌باشد
+ نوشته شده به‌دست حسنعلی پیشاهنگ H.A. Phishahang در جمعه 1385/01/25 و ساعت 6:9 |
آيا ديابت يك بيماري ساده است و تنها مربوط به افزايش قند خون مي شود يا عوارض ناخواسته‌ و پيشامدهاي ناگواري هم در پي دارد؟ براي دانستن اين مطلب بهتر است نوشتار زير را بخوانيد.

افزايش قند خون :
در صورتيكه قند خون بيمار كنترل نشده و بالا برود بيمار دچار افزايش ادرار، تشنگي و پرنوشي، پرخوري و لاغري مي‌شود و اگر قند خون خيلي بالا برود درد شكم، استفراغ، خواب آلودگي، كاهش هوشياري و اغماء روي مي‌دهد. بيماري كه به سوي كاهش هوشياري و اغماء پيش مي رود دهانش بوي خاصي شبيه بوي دهان روزه‌داران پيش از افطار(بوی کتون) مي دهد.

كاهش قند خون :
هر گاه در اثر افزايش نابجاي انسولين يا قرص گلي‌بن كلاميد، و يا فعاليت شديد بدني (در بيماري كه قند خونش زیر كنترل مي‌باشد) قند خون پايين بيفتد نشانه‌هاي زير آشكار مي‌شود: رنگ پريدگي، عرق سرد، لرزش دست، تپش قلب،تند زدن قلب، احساس دل ضعفه و گرسنگي شديد، سردرد و ضعف ماهيچه‌اي. درمراحل بعدي ممكن است بدخلقي و رفتارهاي غيرطبيعي، گيجي، حواس‌پرتي، خيرگي چشم، نابينايي، فلج، تلوتلو خوردن، خواب آلودگي و كاهش هوشياري نمايان گردد. پايين آمدن قند خون به مدت طولاني سبب آسيب مغزي مي‌شود.

درمان كاهش قند خون :
 اگر تنها احساس گرسنگي و ضعف ديده شود بيمار بايستي غذا بخورد. اگر نشانه‌هاي ديگر هم پديدار گردد و يا بيمار بي‌اشتها باشد حدود 5 حبه قند يا معادل آن شكر را در نصف ليوان آب خنك حل كرده و بنوشد. اگر به اين نشانه‌هاي اوليه توجه نشود ممكن است بيمار دچار تشنج و اغماء گردد كه در اين صورت بايستي سريعاً به بيمارستان برده شود تا درمان مناسب كه شامل تزريق آمپول ويژه‌اي به نام گلوكاگون  يا تزريق قند غليظ درون رگي است انجام پذيرد.

عوارض دراز مدت بيماري قند :
با كنترل دقيق ديابت مي توان از پيدايش پيشامدهاي حاد (كه در بالا ذكر گرديد) و عوارض مزمن آن جلوگيري كرد. بالا بودن قند خون در دراز مدت با تخريب رگهاي خوني كوچك و بزرگ، به اندامهاي گوناگون بدن مانند چشم، كليه، دستگاه گوارش، مغز و اعصاب آسيب مي رساند. در چشم سبب آسيب به شبكيه مي شود كه به دنبال آن ممكن است كوري رخ دهد. نابينايي به علت ديابت از علل شايع كوري در جهان مي باشد. گرفتاري كليه ها سرانجام منجر به نارسايي و از كارافتادن آنها مي‌شود. گرفتاري قلب و عروق باعث سخت شدن ديواره سرخرگها، سكته قلبي و مغزي و نارسايي قلبي مي گردد.
 درگيري اعصاب بصورت گزگز كردن و مورمور شدن دست و پا، كرختي و كاهش حس در اندام، درد پاها به ويژه در شبها، فلج اعصاب، گرفتاري مثانه خود را نشان مي‌دهد. بيمار چون حس لامسه (بساوایی) نداشته و دردي را در اندام خود احساس نمي‌كند چنانچه جسم خارجي در پاي وي فرو رود يا پايش زخمي شود متوجه نشده يا اگر هم متوجه گردد چندان اهميتي به آن نمي‌دهد، ضمن اینکه ممكن است عفونت هم به زخم افزوده شده و چون خونرساني به علت گرفتاري رگها كاهش يافته، احتمال پيشرفت عفونت و در نهايت سياه شدن اندام وجود دارد كه منجر به قطع اندام مي‌شود.
ناتواني جنسي از دیگر پیامدهای بیماری است.

يادآوري :
 بهداشت و پاكيزگي پوست را بايد رعايت كرد تا از پديد آمدن زخم‌هاي پوستي جلوگيري شود. از پوشيدن كفش‌هاي تنگ خودداري نموده و ناخن‌ها را به صورت مستقيم كوتاه كنيد تا گوشه‌هاي ناخن پوست را زخمي نكند. در بيماران ديابتي عفونت ديرتر به درمان پاسخ مي‌دهد. خود چرک نيز سبب مي‌شود كه قند خون كنترل نگردد بنابراين هر عفونت كوچكي در پوست و دندان يا عفونتهاي ادراري و غيره را بايد سريع و به بخوبي درمان كرد.
 پس از هر وعده، دندانها بايستي با مسواك و خميردندان شسته شود و در صورت وجود عارضه‌اي درد دندان مراجعه به دندانپزشك فراموش نشود.
ارتباط با پزشكان درمانگر نبايد هرگز قطع شود. در صورت پديدار شدن هرگونه دگرگوني در بدن (مانند درد سينه، كاهش بينايي، درد و يا بيحسي در نقاط مختلف بدن، زخم پوستي، اسهال، گلودرد ، زردي، سوزش ادرار، پف كردن چشمها، ورم در پاها، سرگيجه و سردرد) بايستي حتماً به پزشك مراجعه کرد.در صورت رفتن نزد پزشكان ديگر براي كارهاي متفرقه‌مانند اعمال جراحي يا زايمان حتماً بايد موضوع بيماري قند را با آنان در ميان گذاشت.
شایسته است آموزگار. مربي بهداشت و مدير دبستان از بيماري قند كودك آگاهی داشته باشندتا در صورت پيدايش نشانه‌هاي پايين آمدن قند خون به بيمار آب قند دهند.

هرگونه برداشت از نوشته‌های اين تارنگار(وبلاگ) تنها با يادآوری نام و نشاني آريوبرزن و نام نويسنده روا (مجاز) مي‌باشد
+ نوشته شده به‌دست حسنعلی پیشاهنگ H.A. Phishahang در دوشنبه 1385/01/21 و ساعت 6:4 |
  در این هفته به بررسی جستارهای پزشکی پرداخته و موضوعهای تاریخی و فرهنگی را به هفته های دیگر واگذار می کنم.

   بيماري قند يا ديابت به بيماري گفته مي‌شود كه در آن قند خون بيمار تغيير مي‌يابد.
 در بيماري قند، ميزان قند خون كه بايستي بين 70 تا 110 ميلي‌گرم در هر درصد ميلي ليتر خون باشد، بالا مي‌رود. ادرار فرد بيش از حد عادي شده و در ادرار بيمار قند يافت مي‌شود. از اين رو به آن ديابت شيرين مي‌گويند.
 لازم است به يادآوري است كه در مقابل اين بيماري، ناخوشي ديگري وجود دارد كه در آن هم ادرار فرد افزايش مي‌يابد ولي از آنجايي كه ديگر مانند ديابت، قند در ادرار وجود ندارد به آن ديابت بيمزه مي‌گويند.
 
 ياخته‌هاي بدن انسان به ويژه سلولهاي مغز، براي ادامه زندگي، نياز به قند دارند. براي ورود قند به درون ياخته‌ها ماده‌اي به نام انسولين در بدن وجود دارد كه توسط غده لوزالمعده (پانكراس) به درون خون ترشح مي‌شود. انسولين دریچه ورودي ياخته‌ها را بر روي گلوكز كه نوعي قند است، مي‌گشايد. گوكز به درون ياخته‌ راه يافته و به وسيله اكسيژن سوزانده مي شود و مقدار زيادي انرژي و نيرو توليد مي‌كند. هنگامي كه بدن نيازي به انرژي ندارد، گلوكز درون ياخته ذخيره مي‌گردد.

آشنايي با بيماري:
 كاهش يا ايست ترشح انسولين از غده لوزالمعده و يا عدم كارايي انسولين موجود در بدن ديابت ناميده مي‌شود. بين يك تا دو درصد مردم گرفتار اين ناخوشی هستند.

 بطور كلي بيماري قند دو گونه است:

1- ديابت وابسته به انسولين – اينگونه بيماري قند كه به نام ديابت نوع اول هم خوانده مي‌شود، بيشتر در سنين زير 40 ديده مي‌شود. البته آغاز بيماري در بالاي 40 سالگي هم مي‌تواند باشد. اين افراد يك زمينه ارثي در ارتباط با ناتوانی سازمان ايمني بدنشان دارند. در نتيجه يك عامل بیرون مانند ويروسهاي بيماريزا (ويروس اوريون، آنفلونزا، سرخچه و ...) مي‌تواند باعث تحريك نابجاي ياخته‌هاي ايمني بخش بدن (از گروه گويچه‌هاي سفيد) شده وبه دنبال آن موادي به نام پادژن (آنتي‌ژن) توليد مي‌شود كه سبب ويراني سلولهاي ترشح كننده انسولين در لوزالمعده شده و فرد دچار كمبود انسولين مي‌شود.
اگر انسولين نباشد قند نمي‌تواند وارد ياخته‌هاي بدن شده و مصرف گردد. بنابراين ياخته‌ها گرسنه مانده و شخص براي جبران اين گرسنگي پرخوري مي‌كند، ولي چون قندي وارد ياخته نمي‌شود تا زيادي آن ذخيره شود، فرد با وجود پرخوري لاغر مي‌شود.
از سوي ديگر قند خون بالا مي‌رود (بالاتر از 140 ميلي گرم در هر صد ميلي ليتر خون در حالت ناشتا).
 هنگامي كه قند خون از 180 بالاتر رفت، قند در ادرار هم پيدا مي‌شود. (در حالت طبيعي نبايستي قند در ادرار يافت شود) پس از اینکه قند وارد ادرار ‌شد، چون بر غلظت ادرار مي‌افزايد، بنابراين مقداري آب هم با خود مي‌كشاند و ادرار زياد مي‌شود. شخصي كه دچار پر ادراري شده، آب بدن خود را از دست مي‌دهد و در نتيجه تشنه شده و به دنبال آن آب زيادي مي‌نوشد.

2- ديابت غيروابسته به انسولين – حدود 75 درصد مواد بيماري قند را شامل شده و ديابت نوع دوم هم ناميده مي‌شود. اينگونه از بيماري، بر خلاف حالت پيش، بيشتر در افراد ميانسال (بالاتر از 40 سال روي مي‌دهد البته دريچه‌ها هم ندرتاً ممكن است ديده شود.
 بيمان معمولاً چاق بوده و همين چاقي يكي از عللي است كه ياخته‌هاي بدن نمي‌توانند به انسولين پاسخ دهند تا دریچه ورودي سلول بر روي گلوكز گشوده شود. در ديابت نوع دوم چون سلولهاي غده لوزالمعده خراب نشده‌اند. ميزان انسولين خون، طبيعي و يا حتي ممكن است زيادتر از حد طبيعي باشد. در اينگونه هم پرخوري، پرنوشي و پرادراري وجود دارد. قند خون بالا بوده و در ادرار هم قند ديده مي‌شود. در ديابت نوع دوم نيز ممكن است زمينه ارثي نقش داشته باشد.

ماه عسل بيماري قند :
 بيمار ديابتي 2-1 ماه پس از شروع بيماري و به دنبال يك حمله حاد، وارد مرحله بهبودي گذرا مي‌شود و بيماري كه انسولين تزريق مي‌كند، نيازش به انسولين كم مي‌شود. اين دوره بهبودي گذرا را ماه عسل ديابت ‌گويند. در اين مرحله تزريق انسولين را نبايستي بكلي قطع كرد. در روزهای آینده، در مورد پیامدهای ناگوار ، درمان و رژیم خوراکی اين بيماري خواهم نوشت.
                                               تندرست باشید

هرگونه برداشت از نوشته‌های اين تارنگار(وبلاگ) تنها با يادآوری نام و نشاني آريوبرزن و نام نويسنده روا (مجاز) مي‌باشد
+ نوشته شده به‌دست حسنعلی پیشاهنگ H.A. Phishahang در پنجشنبه 1385/01/17 و ساعت 5:58 |
 روز سیزدهم فروردین سيزده‌بدر(آخرين روز جشن‌هاي نوروزي) ، از دیرباز برای همه‌ی ما ایرانیان، روز خوشی، شادی و گشت و گذار میان دشت و دمن بوده است. سیزده روز پس از نوروز (بزرگ‌ترین و خجسته‌ترین جشن و آئین ملی آریایی) نوبت به جشنی دیگر یعنی سیزده بدر می‌رسد.
 برخی از روی ندانستن، سیزده بدر را خرافه می‌دانند و حتی به تازگی نامی دیگر بر آن نهاده و آن را روز طبیعت نامیده‌اند كه دقیقاً ترجمه روز ایلانوت یهودیان و تعطیل رسمی اسرائیل می‌باشد. با دلایل زیر روشن می‌شود كه سیزده‌بدر خرافه نیست:


سیزده بدر یك جشن است و جشن ذاتاً همراه با شور، نشاط و سرور است. شادمانی عامل تحرك، پویایی و خلاقیت است و افسردگی، غمگینی و سوگواری در جامعه باعث ركود و كسالت می‌شود. شادی در نزد ایرانیان چنان با اهمیت بوده است كه در اكثر سنگ نبشته‌های هخامنشی، آفرینش شادی هم‌تراز آفرینش زمین و آسمان شمرده شده است: «بزرگ است خدایی كه آسمان و زمین و شادی را برای انسان آفرید.»
شادی در ایران امری خدایی و اهورایی بوده كه معنای آن «سرزندگی حاصل از صفای باطن و روشنایی روح، از راه ارتباط با مبدأ آفرینش» بوده و هرگز به معنی از خود بی‌خود شدن و فراموش كردن جهان و آنچه در اوست نبوده است. شادمانی سیزده بدر، تعظیم به خداوند جهان آفرین است كه نه تنها ربطی به نحسی ندارد، بلكه حكایت از زندگی و فرخندگی دارد.


با كمی تأمل در می‌یابیم كه تغییر نام سیزده‌بدر یا حذف تعطیلی آن نه برای خرافه‌زدایی بلكه برای حقیقت‌زدایی و تاریخ‌زدایی است. بعضی‌ها می‌گویند سیزده‌ نحس نیست تا آن را «در» كنند. این دسته از عزیزان باید بدانند كه واژه‌ی «در» در سیزده بدر به معنای بیرون كردن یا در كردن نیست؛ بلكه مقصود در و دشت می‌باشد. مانند واژه‌های كبك‌دری، حسنك‌در و سرخ‌در (نام 2 روستا در خراسان) و یا شعر فردوسی كه می‌گوید:
«بینی در و دشت رنگین شده                                            نكوتر ز صورتگر چین شده»
اصولاً در فرهنگ ایرانی در آیین سیزده‌بدر هیچ سخنی از نحسی نیست. ایرانیان باستان نه تنها سیزده را نحس نمی‌دانستند بلكه آن را گرامی نیز می‌داشتند. آنها سیزدهمین روز هر ماه را به نام «تیر روز» یا «تشتر» می‌نامیدند. تشتر نام فرشه موكل بر باران بوده است. مردم ایران در روز سیزده فروردین همراه با شادمانی و شكرگزاری از خداوند، به نیایش پروردگار پرداخته و با یاد فرشته باران (تشتر) از خداوند طلب باران می‌كردند تا سالی پربركت و خرم داشته باشند. حتی اهمیت این روز چنان بوده است كه اگر كسی روز سیزده بدر، به در و دشت نمی‌رفت، نوعی ناسپاسی به درگاه اهورا می‌كرده است.


از طرفی اگر سیزده فروردین نحس بوده، پس چرا روزهای سیزده دیگر ماه‌ها را ایرانیان بدشگون نمی‌دانستند؟ پس علت بدشگون دانستن سیزده از كجا سرچشمه می‌گیرد؟ نحس بودن سیزده، ریشه در فرهنگ اعراب جاهلیت دارد. اعراب، سیزده تمام ماه‌ها به ویژه 13 صفر را بدیمن می‌دانستند. (البته برخی، 13 رجب را استثناء كرده‌اند.) غربی‌ها نیز سیزده را به دلیل این كه یهودای خائن قصد لو دادن حضرت عیسی(ع) را داشت و سیزدهمین نفر از گروه حواریون بود، نحس می‌دانستند.
پس خرافه‌زدایی در این است كه این خرافه وارداتی (یعنی بدشگونی) را از آیین باشكوه سیزده بدر بزدائیم؛ نه این كه سیزده بدر یا دیگر نمادهای ملی را نابود كنیم یا نامشان را تغییر دهیم.


سیزده بدر، روز رهایی از چنگال اهریمن و روز پیوستن به اهوراست. در این روز خجسته بایستی پنجره‌ها را گشود و چشم‌ها را شست ... ؛ چرا كه انسان‌ها همراه با زمین و زمان و در و دشت و فرشتگان، به ستایش خدای یكتا می‌پردازند و بهاران را جشن می‌گیرند. سيزده‌بدرِ روزي براي طلب باران فراوان در سال پيش رو، براي گراميداشت و پاكيزگي طبيعت و مظاهر آن، و زيست‌بوم مقدس ایرانیان است. مواظب باشیم روز ويراني و تباهي طبيعت نگردد.


منابع:
1 - دكتر محمد بقایی، سیزده بدر و راز و رمزهایش، ماهنامه حافظ، شماره 13، فروردین 84 ، ص 18
2 - دكتر شاهین سپنتا، سیزده بدر جشن فرخنده‌ی خواهش باران، ماهنامه حافظ، شماره 14، اردیبهشت84 ، ص 98
3 - میرزا حسین نوری، مستدرك الوسایل، مؤسسه آل بیت، قم، 1408 قمری، ص 146
4 - سید علینقی امین، نوادرالكلام فی شرح وقایع الایام، 1338، سرآغاز جلد دوم از مجموعه‌ی 12 جلدی
5- ابوریحان بیرونی، آثار الباقیه، در بخش بررسی روزهای سال.
 6-دکتر رضا مرادی غیاث آبادی ، پژوهشهای ایرانی

هرگونه برداشت از نوشته‌های اين تارنگار(وبلاگ) تنها با يادآوری نام و نشاني آريوبرزن و نام نويسنده روا (مجاز) مي‌باشد
+ نوشته شده به‌دست حسنعلی پیشاهنگ H.A. Phishahang در پنجشنبه 1385/01/10 و ساعت 6:15 |